از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت شصت و سوم :
- میفهمی حاجی. عجلهت واسه چیه؟ امشب هم تو، هم شکور یه جشن دیگه هم دارین.
- چی تو سرته؟ چه بلایی قراره سر من بیاری؟ فکر کردی اینقدر بیعقلم که تنها پاشم بیام؟
در اتاق را پشت سرش بست. برای اینکه تماسش در آسانسور قطع نشود، از پلهها به سمت طبقهی همکف سرازیر شد. تک خندهای به این حال عباد زد.
- از جونت نترس! من مثل تو نامرد نیستم آدم بریزم سرت. دستمم پاکتر از این حرفاست ک
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۱۲ ماه پیشفاطیما
0چرا پارت جدید نمیاد؟🥲 نویسنده عزیز خوب هستید؟ خدای نکرده مشکلی که پیش نیوومده؟
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزم. از ماه بعد ممکنه گاهی پارت نداشته باشیم. ولی فعلا منظمه. مگه به خاطر پیک کاری فراموش کنم. ❤️
۱۲ ماه پیشHadis
0انا لله و انا الیه راجعون... عباد خان سنگ قبر خوب خواستی سفارش بدی *** بدم😁😂 خیلی خفن و باحال تر شده داستا وپارت های آینده خیلی تاثیر گذاره به نظرم... خدا قوت نویسنده جان ❤️
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅😅😅 زنده باشید عزیزم.
۱۲ ماه پیشهدی
0عالی بود😍 یعنی امروز راز افروز رو میفهمیم😍
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
یکی دو روز صبر کنید بله.💋💋
۱۲ ماه پیشYesii
0عااااااااااااا کم کم داریم به جاهای حساسش نزدیک میشیم بابا ایول چقد خفن بود این پارت💙✨🦋
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عزیزی شما💋❤️
۱۲ ماه پیشاهو
1🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤ال فاتحه
۱۲ ماه پیشصدف
0....😂😂😂😂🤣🤣
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
❤️❤️❤️
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😅😅واسه عباد فاتحه نخونیم. زیادیش میشه. لیاقتشو نداره.😁😁😉
۱۲ ماه پیشم.ر
2بریم پیشواز ملکوتی شدن عباد خان😅
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
😁😉😉❤️
۱۲ ماه پیشآمنه
0ایول داره این کار عطا حقش بود افروز برای نگه داشتن پسرش که فرار کند مردانه بارش آورده پارت عالی ممنون
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
زنده باشید.❤️
۱۲ ماه پیشسلام
0خسته نباشی نویسنده عزیز من فکر کنم افروز فوت کرده عطا هم می خواد انتقام مادرش و بگیر ه
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
سلام عزیزدل. عطا باید بابت خیلی چیزا از عباد تاوان پس بگیره.💔
۱۲ ماه پیشمریم
0آخ عباد اشهدتو بخون هرچند نمیدونم عطا قراره چه بلایی سرت بیاره🤭
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
عباد زیادی باد به غبغبش بود. وقتشه یه کم حالشو بگیرن.😉🥰
۱۲ ماه پیشراز
2ببینیم چی میشه چه بلایی اینا سر افروز آوردن ک بهش ظلم شده
۱۲ ماه پیش
فاطمه اصغری | نویسنده رمان
طفلک افروز❤️💔
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1فاطمه خانم چشم انتظارپارت جدیدیم بی زحمت اگه پارت دیرمیزاریدیانمیزارید اطلاعیه بدیدبازم ممنون ازقلم زیباتون😍😘